الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
554
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
بيرون آمدند و فرياد مىزدند : يا لثارات الحسين . و با كعب درآويختند و نبرد كردند تا راه گشوده شد سوى مختار شتافتند و عبد اللّه بن قتاده با نزديك دويست كس بيرون آمد و به مختار پيوست كعب راه بر آنها بگرفت و پس از اينكه دانست از قبيلهء اويند رها كردشان تا به مختار پيوستند . ( 1 ) و شبام كه طايفهاى از قبيلهء همدانند آخر شب بيرون آمدند و خبر ايشان به عبد الرحمن بن سعيد همدانى رسيد و پيغام داد : اگر مىخواهيد به مختار پيونديد از ميدان سبيع نگذريد آنها نيز رفتند و به مختار پيوستند و سه هزار و هشتصد تن از دوازده هزار نفر كه با او بيعت كرده بودند پيش از سپيده دم گرد او فراهم شدند و چون فجر طالع شد آنان را بساخت و با ياران خود نماز صبح بگزاشت هنوز تاريك بود . و ابن مطيع سرهنگان و سپاهيان خود را كه در ميدانها گذاشته بود در مسجد گرد آورد و فرمود راشد بن اياس ميان مردم فرياد زند : هر كس امشب به مسجد نيايد از او بيزاريم پس مردم فراهم شدند . و ابن مطيع شبث بن ربعى را با سه هزار تن به حرب مختار فرستاد و راشد بن اياس را با چهار هزار پاسبان پس شبث بن ربعى روانه شد وقتى خبر او به مختار رسيد از نماز صبح فارغ شده بود مردى را فرستاد كه تفصيل خبر شبث را بياورد . ( 2 ) سعر بن ابى سعر حنفى از اصحاب مختار بود و تا آن وقت نتوانسته بود خويشتن را به او برساند و آن وقت رسيد و ابن اياس را در راه ديده بود خبر او را بياورد و با مختار گفت و مختار ابراهيم اشتر را با هفتصد مرد و بعضى گويند با ششصد سوار و ششصد پياده به حرب راشد بن اياس فرستاد و نعيم بن هبيره برادر مصقلة بن هبيره را به رزم شبث ، و فرمود : شتاب كنيد و مگذاريد آنها بر شما تازند كه شمارهء ايشان بيشتر است پس ابراهيم سوى راشد شد و مختار يزيد بن انس را با نهصد مرد در موضع مسجد شبث بن ربعى پيش خود بداشت پس نعيم بن مصقله به مبارزت شبث رفت و سخت بكوشيد سعر بن ابى سعر را امير سواران كرد و خود با پيادگان بود و تا چاشتگان جنگ كردند و ياران شبث به هزيمت شدند چنان كه به خانههاى خويش رفتند . ( 3 ) امّا شبث بانگ زد و آنها را بخواند گروهى بازگشتند و ناگهان بر اصحاب نعيم كه پراكنده بودند تاختند و نعيم كشته شد و سعر بن ابى سعر اسير گشت و سپاهيان ايشان گروهى گريختند و جماعتى اسير گشتند و شبث عربها را آزاد كرد و موالى را بكشت و موالى بستگان قبائل بودند از غير عرب و چنان كه از مطاوى تاريخ مختار معلوم گرديد عجميان بسيار در سپاه مختار بودند و مختار آنان را به خويش نزديك مىكرد چون در دين اسلام فرق ميان عرب و عجم